کلود برنارد

کلود برنارد

کلود برنارد فیزیولوژیست عمده قرن ۱۹ در فرانسه بود و بیش از هرکس دیگر در غنای علم فیزیولوژی سهم داشت. وی تحصیلات خود را از هشت سالگی تحت راهنمایی یک کشیش ناحیه شروع کرد و بر زبان لاتین و دیگر موضوعات درسی احاطه یافت و بعدا در هنگام تحصیل در مدرسه یسوعی به شاگردان خصوصی زبان و ریاضیات می‌آموخت.

در ۱۸ سالگی چون خانواده اش از تأمین مخارج وی عاجز بود به شهری در آن حوالی نقل مکان کرد و در آنجا شاگرد «م.میله» داروساز شد. مسئولیت اصلی او انجام کارهای روزمره و بی اهمیت داروخانه بود.
در نزدیکی داروخانه یک مدرسه دامپزشکی بود و کلود گاهگاهی برای آن دارو می برد. بعضی وقتها در آنجا می ماند و عملیات جراحی را که بر روی جانوران زنده صورت می گرفت تماشا می کرد. تشریح زنده او را به شدت مجذوب می ساخت و گاهی با استاد کار خود درباره آن به بحث می‌پرداخت. وقتی که تجربه وی بیشتر شد فرصت یافت که مواد ساده را تولید کند و اولین ماده ای که ساخت واکس کفش بود که به او غرور داد و به قول خود او «اینک می توانستم چیزی بسازم، دیگر مردی شده بودم».

کلود به تئاتر علاقه مند بود و در شبهای فراغت به تماشای کمدی ها و واریته ها می‌رفت. پس از مدتی احساس کرد که می تواند به خوبی بسیاری از نویسندگان روز، نمایشنامه بنویسد و تصمیم گرفت نمایشنامه نویسی کند. وی در این کار موفقیت هایی هم بدست آورد. اما نمایشنامه نویسی آن قدر اوقات او را گرفت که دیگر به کارهای داروخانه نمی رسید. به همین خاطر کلود داروخانه را ترک کرد و نمایشنامه ناتمام خود را برداشت و روانه پاریس شد. در پاریس یک منتقد تئاتر به نام «سن مارک ژیراردن» به او توصیه کرد که شغلی پیدا کند و در ساعات فراغت به نوشتن بپردازد. وی پذیرفت و در ۱۸۳۲ به دانشکده پزشکی کالج فرانسه وارد شد.

نتایج انترنی او در ۱۸۳۹ چندان تحسین بر انگیز نبود و از میان ۲۹ نفر، وی نفر بیست و ششم شد. ماژندی فیزیولوژیست فرانسوی علیرغم نمرات کم امتحانی، او را به دستیاری در لابراتوار خود انتخاب کرد. ماژندی متوجه شد که دستهای کلود در انجام کار نرمش و مهارت دارد. کلود در حوزه کار ترقی کرد و سالها دستیار ماژندی ماند و در ۳۵ سالگی هنوز دستیار بود. چند بار برای به دست آوردن مقام دانشگاهی تلاش کرد اما موفق نشد.

وی در تفکر و امور فنی مهارت داشت ولی سخنگویی ضعیف بود. بالاخره در ۱۸۵۴ استاد فیزیولوژی عمومی سوربن و در ۱۸۵۸ استاد پزشکی کالج فرانسه و جانشین ماژندی شد. دو سال پس از حصول به مقام استادی بیمار شد و برای به دست آوردن سلامتی به محل تولد خود در جنوب فرانسه رفت. وی هرگز به طبابت نپرداخت و هر وقت وضع مزاجیش اجازه می داد به تحقیق و نوشتن مشغول می شد.
برنارد با استمرار در پژوهش، امور بسیاری را در زمینه فیزیولوژی کشف کرد. کار او نمونه تحسین بر انگیزی از کاربرد مؤثر روش تجربی در فیزیولوژی بود. رویکرد برنارد به پژوهش نشان دهنده احترام عمیقی است که برای قوانین طبیعی حاکم بر جهان معدنی و آلی قائل بوده است. یکی از کارهای او که نباید اهمیت آن را نادیده گرفت تأثیری است که وی به فیزیولوژیست های دیگر و تدریس طب و فیزیولوژی در عصر ما نهاده است. در هنگام بیماری کتاب مهمی نوشت که «مقدمه طب تجربی» نام داشت. این کتاب نخستین اقدام عالی برای صورت بندی قوانین اساسی فیزیولوژی و طب تجربی محسوب می شد.

وی در پژوهش های شخصی خود به کشفیات مهمی دست یافت. نخستین اثری که منتشر کرد، گزارش تحقیق در مورد عصب شاخه ای صورت بود که پرزهای چشایی واقع در دو سوم سطح پیشین زبان و غده های تحت فکی را ایجاد می کرد. در پژوهشهای اولیه برنارد تبحر برجسته ای در تشریح و مهارت زیادی در ردیابی اعصاب بسیار ظریف در فواصل طولانی به چشم می خورد. این آغاز فرخنده با انتشار مقالات پژوهشی فراوان ادامه یافت. در ۱۸۴۳ رساله ای درباره شیره معده و نقش آن در هضم غذا نوشت. در این پژوهش وی جریان هضم غذاهای مختلف را در قسمت های مختلف لوله گوارش تعقیب می کرد. مقاله بعدی او به توصیف عصب فرعی نخاعی و ارتباط آن با دهمین عصب جمجمه ای (پاراسمپاتیک) اختصاص داشت.
کشفیات مهم وی را می توان به شرح زیر دسته بندی کرد :
۱- هضم لوزالمعده ای – که منجر به کشف آنزیم استپسین شد.
۲- عمل گلیکوژنی جگر.
۳- اعصاب کنترل کننده گشادی رگها.
۴- اثر داروها و سموم بر بدن.




پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

چهارده − 12 =